الشيخ البهائي العاملي

34

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى )

يا رب يا رب ! كه بهاييرا * آن عمر تباه ريايى را 490 خطى « 1 » ز صداقت ايشان ده * توفيق رفاقت ايشان ده باشد كه شود ز وفا منشان * نه اسم و نه رسم ، نه نام و نشان « 2 » فى التوبه عن الخطايا و الانابة الى واهب العطايا اى داده خلاصه‌ى عمر بباد * وى گشته بلهو و لعب دلشاد اى مست ز جام هوا و هوس * ديگر ز شراب معاصى بس تا چند روى بره عاطل * يك بار بخوان ز هق الباطل زين بيش خطبه پناه مباش * مرغابى بحر گناه مباش از توبه بشوى گناه و خطا * وز توبه بجوى نوال و عطا گر تو برسى بنعيم مقيم * وز توبه رهى ز عذاب اليم توبه در صلح بود يا رب * اين در ميكوب به صد يا رب نوميد مباش ز عفو اللّه * اى مجرم عاصى نامه سياه 500 گر چه گنه تو ز عد بيش است * عفو و كرمش از حد بيش است عفو ازلى كه برون ز حد است * خواهان گناه فزون ز عد است ليكن چندان در جرم مپيچ * كه مكان صلح نماند هيچ تا چند كنى اى شيخ كبار * توبه تلقين بهايى زار كو توبه‌ى « 3 » روز بشب شكند * وين توبه بروز دگر فكند عمرش بگذشت بليت و عسى * وز توبه‌ى صبح شكست مسا اى ساقى دلكش فرخ فال * دارم ز حيات هزار ملال در ده قدحى ز شراب طهور * بر دل بگشا در عيش و سرور كه گرفتارم بغم جانكاه * زين توبه‌ى سست بتر ز گناه

--> ( 1 ) - نخ : حظى ( 2 ) - نخ : فى ترغيب العاصى فى التوبه عن المعاصى ( 3 ) - نخ : كو توبهء كه بشب شكند * وين توبه شب را بروز فكند